الشيخ باقر شريف القرشي ( مترجم : محمدرضا عطائى )
492
حياة الإمام زين العابدين ( ع ) ( تحليلى از زندگانى امام سجاد ع ) ( فارسي )
استخوانهاى پوسيده در مىآييم . كه گويى ما رابطهء دوستى نداشتيم و در بين آنان دوست همراه و موافقى وجود نداشته است ! » « لمن يا أيها المغرور تحوي * من المال الموفر و الأثاث ستمضي غير محمود فريدا * و يخلو بعل عرسك بالتراث و يخذلك الوصي بلا وفاء * و لا اصلاح أمر ذي التياث لقد أوقرت وزرا مرجحنا * يسد عليك سبل الانبعاث فمالك غير تقوى اللّه حرز * و لا وزر و مالك من غياث » ( 1 ) « اى كه فريفتهء دنيايى ! براى چه كسى اين همه ثروت فراوان و وسايل زندگى را جمع مىكنى ؟ به زودى ناستوده و تنها از دنياخواهى رفت و تنها شوهر همسرت وارث تو خواهد شد ! و وصىّ تو نيز با بىوفايى و به سامان نرساندن امور مهم ، تو را خوار و ذليل خواهد گذاشت . با بار گناه سنگينى از دنيا كوچ خواهد كرد ، راههاى برانگيخته شدن را بر تو مىبندند . بنابراين جز تقواى الهى سنگر و كمك كار ندارى و تو را يار و ياورى نيست . » « تعالج بالتطبب كل داء * و ليس لداء دينك من علاج